سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

214

قواعد السلاطين ( فارسى )

مىدادند . ابو ذر جمهر « 1 » چند ماه در آن چاه بماند و از كسى استغاثهء نجات ننمود ، و سخن شكايت به احدى نگفت . انوشيروان ، جمعى از محبّان او را فرستاد كه نزد او رفته ، از احوال صحّت او استفسار نمايند كه با وجود شدّت زحمت و تجرّع شربت مذلّت ، مشاهدهء كمال صحّت ذات و بشرهء برقرار از چه راه تحصّل يافته ؟ جواب گفت كه : مفرّحى ساخته‌ام كه يكى از اجزاى آن اعتماد آمده به جناب الهى ، ديگر صبر كه احسن چيزهاست كه مبتليان بليّه به او پناه جويند ، ديگر رضا به قضاى الهى ، ديگر دست توكّل به دامن صبر زدن . اين مكالمات را نزد ملك مذكور نمودند و باعث نجاتش گرديد . پس ، مصابرت بر كلام رعيّت و زيردستان ، نيكويى دنيا و عقبى آمده ، و تحصيل دعا و صرفه و غبطهء پادشاه بود . الحمد للّه ، فى الواقع از رشحات سحاب انعام وزير صاحب قدر ، غنچهء آمال راحت در چمن اقبال بشكفت و از زلال غمام افضالش نهال . . . « 2 » امانى در گلزار روزگار ، نشو و نما پذيرفت . امتياز سادات كه از اصلاب حضرت محمّدىاند از غير ، و افاضل از اراذل « 3 » و دانا از جاهل ، در زمان وزارتش پيدا و ظاهر ، و به يمن اعتنا و حسن اهتمامش سپهر بىمهر « 4 » از سر ايذاى سادات عظام و قصد جفاى فضلاى كرام بالتمامى درگذشت « 5 » . نظم نهال باغ دولت دربر آمد * جفاى خار محنت بر سر آمد

--> ( 1 ) . س : ابو ذر . ( 2 ) . يك كلمه محو شده . ( 3 ) . س : ارازل . ( 4 ) . س : سپهرى مهر . ( 5 ) . اين كلمه در س به درستى خوانده نمىشود و به ناگزير ، قرائت ما مشكوك است .